"کَپو" در زبان کردی به معنای قاصدک است...

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خواب» ثبت شده است

عاشق نباید بخوابد، نه بیدار!

خواب خوب نیست...

خواب برای آدمهای عاشق اصلا خوب نیست...

یا بیدار است،

مدام برای عشقش خیال می‌بافد،

دلش را وقف دلدار میکند، به خود شاید ستم میکند،

شاید که گوشه‌ای نشسته و از درد عشق،

ناله میکند، جگر خود را خون میکند...

شاید جان خود را بگیرد تا که به دلدار،

نه در اینجا، که در آنجا برسد...

فقط برسد...

یا که نمیگیرد جانش را، خسته از تمنای وصال،

سر به خواب اگر ببرد میگذارد...

حالش وصف ندارد عاشق اندر خواب،

در خواب یا به دلدار می‌رسد یا که نه،

قند در دلش برای حضرت یار آب میشود یا که نه،

دلبرانه به آغوش حضرت یار می‌رسد یا که نه،

گر نرسد که تلخی بر تن تلخ بیداری، که ای وای...

گر برسد، بیدار شده خمار میشود، بیدار شدنش فراق، و ای وای...

درد فراق بر عاشق بیدار و توان تحمل؟

مرگ بر عشق و مرگ بر خواب...

نه نه... شاید که یک راه مانده در این خواب،

ای کاش بخوابد،

ای کاش به یار برسد،

ای کاش در خواب بمیرد،

ای کاش...

کاش و ای کاش...

م.م.

۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۲:۰۲ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
کپو
چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۱۱ ق.ظ کپو
مسئولیت خوابهای من با خودمه؟!

مسئولیت خوابهای من با خودمه؟!

تهش که چی؟ با اومدن تو خواب من خودتو سبک میکنی، شاید یه مدتی روحم درگیرت بوده و الان جدا شده هوستو کرده. ولی بدون این دل دیگه اون دل نمیشه... فقط یه راه داری واسه برگشتن. بیای تو خوابم، منم دیگه پا نشم از خواب، بمیرم. شاید اینطوری تونستی برگردی. وگرنه هر بیدار شدنی یعنی دیدن تو حقیقی‌ت. تویی که تو واقعیت یه آدم دیگه‌ای. یه آدمی که هیچ راهی واسه برگشتن به واقعیت من نداره. تو از همون اولش، یه نمونه‌ی دوست داشتنی ساخته‌ی ذهن خودم بودی، حالا دیگه این نمونه گرچه محدود به جسم نیست، ولی همین که یه زمانی به تو محدود بوده ارزش نگه داشتن نداره... بدرود خواب مذخرف من. بدرود.....................

۱۵ فروردين ۹۷ ، ۰۳:۱۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کپو