من مدت زیادی پیشت نیستم، برادرم بیرون منتظره

فقط به خاطر اصرار دکتر اومدم پیشت

گفتن شاید من بتونم حالتو بهتر کنم

میگن مدام منو صدا می‌زدی تو خواب

تو این سه روزه که کارای عروسیم بوده هی مدام دکترا زنگ میزدن

ببین، نمیدونم چرا این کارو کردی و چرا انقد داری خودتو اذیت میکنی

ولی دلایل زیادی دارم که تو رو منصرف کنم

قبلش به من بگو اصلا چی شده که منو صدا زدی؟نکنه دوسم داشتی کلک؟

- چیز خاصی نشد که... تو خواب بوده و آدم هر چی دم دستش بیاد میگه. بعدم مگه فقط اسم تو ......س؟

- منصرف کنی؟ از چی منصرف کنی؟

از خودکشی دیگه، یه مشت قرص خوردی دیوونه. نمی‌خوای بگی واسه معده درد بوده؟

- :/ چه فرقی به حال تو داره؟

خب من نمیخوام اذیت شی، نکنه عاشق شدی که اینطوری داری میسوزی؟ :)

- دود میبینی؟

نه. ولی گرمای وجودت رو حس میکنم

- شاید تب دارم

نداری

- از کجا میدونی؟ مگه دکتری؟

میدونم دیگه! پیشونیت داغ نیست، عادیه

...

- خب... از کجا معلوم مربوط به عشقه؟

ها؟

- میگم از کجا معلوم این گرمای درونی که زر میزنی مربوط به عشقه؟

اگه مربوط به عشق نیست مربوط به چیه؟

- به تو چه؟

ببین من می‌خوام بهت کمک کنم، خیلی سفارشتو کردن، چون رو تخت افتادی دلم به حالت سوخته وگرنه اصلا از ریختت خوشم نمیاد

- سفارشت کردن بیای از من دلیل عشق و فلسفیات بپرسی؟

...

- اصلا تو الان چیکار میتونی بکنی اومدی؟

گفتم شاید منو ببینی حالت خوب شه

- میبینی که خوب نشد، لطفاً پاشو برو

ببینم تو الان یعنی فی الحال، علاقه‌ای به شخص خاصی داری؟

- نه... یعنی خب آره.. که چه؟

اوه... بزنم به تخته داری راه میفتیا

خب کیه؟ اسمش چیه؟

- هم اسم خودته

اتفاقی؟

- نه په. گشتم دیتابیس تهیه کردم آدمایی که هم اسم تو هستن رو لیست کردم الکی عاشق یکیشون شدم :/

چرا قرص خوردی خب؟؟ مرضت چیه؟؟

- معده درد

...

...

- همون تویی

ها؟ چی منم؟

- اونی که هم اسم توئه خودتی.

چی میگی دیوانه؟ سیمات ریخته به هم..

- یکی از خودت، مثل خودت، خیالی، همیشه پیشمه، یعنی بود، تو خوابهام بود، دو ماه پیش تا حالا دیگه تو خوابم نیومده بود، سه چهار روز پیش خوابشو دیدم که شوهر کرده، صبحش که پا شدم طاقت نیاوردم. نشستم هر چی قرص دور و برم بود خوردم. ولی هنوز برنگشته. رفت..

- نکنه تو همونی؟ برگشتی؟