- ای بابا... چرا کیک رو نمیارن پس؟

+ ببین، پارسال کیک رو مالیدی به صورتم، دیدی که خودت ضرر کردی.

- من فرقی نمی‌کنه واسم... به هر حال جزئی از مراسمه. منم دو سه روزه حموم نرفتم، کیک رو بمالی رو صورت من فرقی نمیکنه، توفیق اجباری میشه میرم حموم.

+ این عینک من چهارصد پول خورده. کیک بخوره روش خراب میشه بشورمش.

- عینکت رو نزن خب... وگرنه کیک رو میریزم رو لباسات.

+ خب اینا هم پول خورده!!

- نترس... یه کاری میکنم نه عینکت کیکی شه نه لباسات...

- تَفَلُد، تَفَلُد، تَفَلُدت مبارک... مبارک، مبارک، تَفَلُدت مبارک... بیا فندکو فوت کن که صد سال زنده باشی

- ان شاء الله کیک عروسیت

داداش گلم تولدت مبارک عزیزم...

پ.ن: بعد از یه سری زد و خوردها همه اعضای خانواده به غیر از مادربزرگ گرامی به صورت هایی با نشانه‌هایی از کیک مجهز شدند

پ.ن: پدر و مادر گرامی از همین جا نهایت بردباری شما رو برای تحمل فرزندانتان ارج می‌نهم...

پ.ن: داداش گرامی! قربونت برم الهی! ان شاء الله صد و بیست ساله شی سالم و سلامت...

پ.ن: به دلیل عدم وجود شمع، از فندک استفاده کردم. :))