امروز پروژه یکی مونده به آخر رو تحویل دادم...

اون یکی هم ویدئوییه...

مثل اینکه تعطیلات تابستون من شروع شد...

شنبه انگار عقد هم اتاقیه... ولی خب فعلا نخواندند ما را... مثل اون یکی...

اگه هم فرابخواند که نمیخواند نمی‌رم...

همون صبح شنبه میرم که استارت ارتودنسی رو بزنم و شبش هم بلیت میگیرم واسه خونه...