خلال دندان در دهان، خسته و بیتاب، دارد خیابان ارتش را گز میکند، مدام بر ذهنش میگذرد مائیم و موج سودا، شارژ گوشی دارد تمام میشود، آیا آواره میماند؟، تا دانشگاه راهی نیست، فقط سی هزار تومن، ندارد، اسنپ؟، صبر کن شاید فرجی شد، هنوز به سیم آخر نزده، چونان آوارگان شاید، بر کنار خیابان شام خورده، فردا مراقب آزمون استخدامی است، خلال را پرت میکند، میرود که اسنپی بگیرد!

۸ درصد