"کَپو" در زبان کردی به معنای قاصدک است...

۷ مطلب با موضوع «تکه شعرهایی عاشقانه» ثبت شده است

شهر یار

سخن ، بى تو مگر جاى شنیدن دارد؟
نفس ، بى تو کجا ناى دمیدن دارد

علت کورى یعقوب نبى معلوم است
شهر بى یار مگر ارزش دیدن دارد…؟!

شهریار

۱۸ مرداد ۹۷ ، ۰۱:۰۸ موافقین ۱۱ مخالفین ۰
کپو

قبلنای قاصدک

قاصدک قبلنا یه اسم دیگه داشت که بنا به شباهت و دیرکرد ورود به بیان، تصمیم گرفت که از اولین دلنوشته ای که با اون اسم قبلیه نوشته الهام بگیره و به کپو تغییر نام بده...

خب هرچی باشه باید اون دلنوشته رو بخونید دیگه:

قاصدک پر بگیر...

پروانه شو... پروانگی کن...

هر کجایی اوج بگیر...

خواهی با باد، خواهی با نسیم، و یا خواهی با نفس یک عاشق تنها...

پر بگیر و برسان به او خبرم را...

میخواهمش هنوز، دوستش دارم تا ابد...

بگو برساند خودش را...

که بی او دلیل زنده ماندنم تنها امید به آمدنش خواهد بود...

م.م.

۲۱ تیر ۹۷ ، ۰۲:۱۰ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
کپو

عاشق نباید بخوابد، نه بیدار!

خواب خوب نیست...

خواب برای آدمهای عاشق اصلا خوب نیست...

یا بیدار است،

مدام برای عشقش خیال می‌بافد،

دلش را وقف دلدار میکند، به خود شاید ستم میکند،

شاید که گوشه‌ای نشسته و از درد عشق،

ناله میکند، جگر خود را خون میکند...

شاید جان خود را بگیرد تا که به دلدار،

نه در اینجا، که در آنجا برسد...

فقط برسد...

یا که نمیگیرد جانش را، خسته از تمنای وصال،

سر به خواب اگر ببرد میگذارد...

حالش وصف ندارد عاشق اندر خواب،

در خواب یا به دلدار می‌رسد یا که نه،

قند در دلش برای حضرت یار آب میشود یا که نه،

دلبرانه به آغوش حضرت یار می‌رسد یا که نه،

گر نرسد که تلخی بر تن تلخ بیداری، که ای وای...

گر برسد، بیدار شده خمار میشود، بیدار شدنش فراق، و ای وای...

درد فراق بر عاشق بیدار و توان تحمل؟

مرگ بر عشق و مرگ بر خواب...

نه نه... شاید که یک راه مانده در این خواب،

ای کاش بخوابد،

ای کاش به یار برسد،

ای کاش در خواب بمیرد،

ای کاش...

کاش و ای کاش...

م.م.

۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۲:۰۲ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
کپو
چهارشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۸:۳۵ ب.ظ کپو
ظرفیت عشق

ظرفیت عشق

از عشق دلگیرم و نمیخواهم باشم

دلم یک دل سیر آغوشت را خواست

از عشق دلگیرم و نمیخواهم باشم

چون دل کندن، روحم را زخمی میکند

از عشق دلگیرم و نمیخواهم باشم

این بودن با عشق تو تنها معنا دارد

از عشق دلگیرم و نمیخواهم باشم

...

شاید که عشق من هم کژتابی بود که به تو نیک نرسید

نرسید؟ یا رسید و نیک نرسید؟

کاش که صدای دلم بی کژتاب به گوش دلت بی کژتاب می‌رسید

می‌رسید، چه با کژتاب چه بی، می‌رسید

...

شاید که واژگان بی ظرفیتند

شرمنده اند

بی چاره اند

درمانده اند

به در و دیوار زده از توصیف درد عشق من به تو بد وامانده اند

...

اما هستند

کلماتی که از لرزش دل من برآمدند

و دیگر کلمات جرئت کوتاهی ندارند

جرئت عاشق کُشی ندارند

با تمام وجود

دوستت دارم...

...

م.م.

۰۶ تیر ۹۷ ، ۲۰:۳۵ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کپو
يكشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۵۶ ب.ظ کپو
اشک آن شب لبخند عشقم بود...

اشک آن شب لبخند عشقم بود...

دکلمه‌ای تصویری از شاملو

اشک آن شب...

۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۵۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کپو
چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۲۰ ب.ظ کپو
اسکار

اسکار

اسکار تو اما هرگز به من نرسید

چرا که هالیوودِ جهان را پول اداره می‌کند، نه عشق...

یغما گلرویی

از کتاب باران برای تو می‌بارد

۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کپو
چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۲۸ ق.ظ کپو
شاید عشق...

شاید عشق...

شاید عشق پریدن از آتشی بود

که در مقابل خانه‌ی شما می‌سوخت

به قیمتِ سوختن ابروها و مژه‌هایم

در چارشنبه سوری سالی که

تو در آن عروس شدی!

یغما گلرویی

از کتاب باران برای تو می‌بارد

۰۸ فروردين ۹۷ ، ۰۱:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کپو